تابستون،فصل خوشی
-
تاریخ: 1398/5/19 ساعت: 21:07
اینروزا انقد مهمون خوب داشتیم و مهمونی رفتیم و تولد گرفتیم و ولادت های قشنگ پشت سرگذاشتیم و پارک رفتیم و گشت و گذار کردیم و باغ رفتیم و میوه خوردیم و چیدیم و خرید کردیم و اتفاقای خوب پشت سر گذاشتیم که دلم نمیخواد تابستون تموم بشه...xa0انگاری تولد امام رضا همیشه برکت داره؛ از یه ماه قبلش تا یه ماه بع...
پِرِس شده
-
تاریخ: 1398/5/19 ساعت: 21:07
xa0هرچقدر این رفت و آمد خواستگارا بیشتر میشه ؛ گرچه عذاب آوره ولی این خوبی رو داره که باعث خودشناسی و حتی مردم شناسی میشه. هم به لابه های وجودی خودت اشراف پیدا میکنی هم با رفتار و زندگی و فرهنگ دیگران آ
گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
-
تاریخ: 1398/5/19 ساعت: 21:07
سال پیش دانشگاهی خیلی رومون فشار بود. فراتر از تمام بچه های پیش دانشگاهی دیگه چون ما مدرسه مونو تغییر داده بودیم و همه میگفتن شکست میخورین. دائم القا میکردن و ما مثل یه جنگجو ایستاده بودیم حتی بعضیا ا
هدیه معلمانه
-
تاریخ: 1398/4/2 ساعت: 0:02
یکی از مادرا برای روز معلم امسال وسایل آرایشی و بهداشتی آورد. این کار دو مفهوم داره. یکی اینکه من اونقد هپلم که هم بو میدم و هم قیافه زشتی دارم و بهتره از اینا استفاده کنم. یکی اینکه بنا به سن و علایق
امید به زندگی
-
تاریخ: 1398/4/2 ساعت: 0:02
میزان امید به زندگی پدربزرگ و مادربزرگم تو 80 سالگی اونقد بالاست که هر چند وقت یه بار میان تهران،همه جاشونو چکاپ میکنن و دوباره برمیگردن نهار، جوجه شونو میزنن... اگر دردی داشته باشن،سریع درمان میکنن پ
معمّم حقوقی
-
تاریخ: 1398/4/2 ساعت: 0:02
من از حقوق بیزارم. از شکایت و طرح دعوا و حفظ کردن ماده ها و متنفرم. ترم آخر 8 واحد عمومی مونده بود. مجبور بودم برا اینکه ساعتام پر بشه، حقوق سیاسی و اجتماعی در اسلام بردارم. از اسمش عوق میزدم دیگه چه
چند مدل آشنایی
-
تاریخ: 1398/4/2 ساعت: 0:02
1.xa0 خانومه زنگ زده میگه جلسه اول خونه تون نیاییم.دوتایی برن بیرون. پارک که برا دختر خوب نیست، بهتره برن یه جای خوب.مثلا لابی هتل ، یه چایی یا بستنی بخورن، حرفاشونو بزنن..... :ا آخه آدم حسابی...من اگه
وقیح یا شرمنده
-
تاریخ: 1398/4/2 ساعت: 0:02
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مرو
اللهم فک کل اسیر
-
تاریخ: 1398/2/8 ساعت: 10:12
ده روز مونده به عید با خانواده قرار گذاشته بودیم 5 و 6 عید بریم سفر. از گرگان تا گیلان. همه فامیلو سر بزنیم و برگردیم. البته قرار گذاشته بودیم که یعنی من گفته بودم و ارزش حرف من تو خانواده برابری داره
محور
-
تاریخ: 1398/2/8 ساعت: 10:12
ادم همیشه در هر مرحله از زندگیشxa0باید چیزی براش محور باشه اولش مثلا اسباب بازی بعد درس بعد معشوق بعد کار بعد همسر بعد فرزند هرجا که از هر مرحله دل برید, وابستگی به مرحله بعد شروع میشه اون ته تهش,که از
زندگی؟
-
تاریخ: 1398/2/8 ساعت: 10:12
جای چرخیدن تو سایتای استخدامی و بغض برا چندرغاز پول دربرابر خرمن خرمن کار و تا کردن با توله های مردم،باید تو خونه خودم میشِستم،برا شوهرم غذا درست میکردم،با آرامش به برنامه ریزی برای تولید کار فکر میکر
حلال مشکلات
-
تاریخ: 1398/2/8 ساعت: 10:12
قبلا ته ماه که میشد، یکی میزدم تو سر خودم، یکی جیب خالیم که چی شد؟ این همه زندگی به کجا رسید؟ این همه سختی کشیدی چه اتفاقی افتاد؟بدبخت عمرت تموم شد. جوونیت به فاک رفت. کجایی؟ اما حالا یه مدتیه ته ماه
google photoes
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 18:56
گوگل یه برنامه داره به اسم photoes. xa0میتونی کل عکساتو آپلود کنی اونجا تا دیگه هزینه هارد ندی. میتونه چهره هر فرد رو تشخیص بده و عکس هر کس رو تو یه پوشه بذاره. یه قابلیت دیگه هم اینکه هر روز فایل عکسا
مشکلات مهد
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 18:56
امروز یکی از مادرا صدام کرد جلو در. دردش این بود چرا بچه من تو عکسایی که هرروز میفرستی نیست، ولی دونفر دیگه همیشه هستن. هرچی میگم اینجور که تو میگی نیست، باز عربده خودشو میکشید. با اینکه حق با اون نب
پسر محجوب!
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 18:56
پسره خودش چن سال بود تهران زندگی میکرد اما همه خانواده اش شهرستان بودن. معرفی شدن و پدرش زنگ زد خونه برای آشنایی بیشتر خانواده ها. بعد از اینکه مامان شماره پسره رو از پدره گرفت، درجا سیو کردیم تو تلگر
احترام، تو بحث علمی بی اساسه
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 18:56
امروز متوجه شدم تو بحثها دقیقا تا اونجایی پیش میرم که مرز احترام شکونده نشه احترام تو بحث یعنی چی؟ یعنی طرف از اینکه بفهمه حرفش اشتباه بوده ضایع نشه. یا یه جوری قضیه رو ماله بکشم که بگم هردوتامون درست
خانواده عقده ای با تربیت دیکتاتورانه
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 18:56
مامان و بابا تمام این سالا یه کاری کردن که وقتی نیستن,برادرام مث قحطی زده ها شروع میکنن به پختن غذاهای جدید و خلاقانه و چرب و پرادویه تا عقده ی تمام غذاهای رژیمی و بی مزه ی بیمارستانی و هویجی این ساله
سفره آرایی با دغل
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 18:56
هف هشت سال پیش , کنار خیابون انقلاب , بازار ابزار سفره آرایی داغ بود! جلو هر دستفروش یه سفره پهن بود با یه عالمه هویج و خیار و سیب زمینی که به شکلهای مختلف درمیاوردن و عابران رو برای چند لحظه متحیر ن
زندگی پیش رو
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 18:56
تابستون رفتم مشاوره. یه ذره که حرف زدیم,گفت فک میکنی تا چه سالی زنده هستی؟ چند سالگی؟ گفتم تا قبل از مهد دوست داشتم 40 سالگی بمیرم.ولی حالا دوست دارم مادربزرگ هم بشم. 65 خوبه.بچه ها بهم امید به زندگی
بند بی دلیل
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 18:56
دوست دارم برای تعطیلات برم شمال پیش عمه هام.ولی بابا میگه تنهایی نه.و سرسختانه مقاومت میکنه. دیروز به بابا گفتم تو همیشه زنده نیستی بهترین نوع تربیت اینه که بعد از مرگتم من همونی باشم که تو میخوایی نه اینکه احساس کنم تازه از قفس رها شدم و وقت شروع هرکاریه. امیدوارم این کارساز باشه و متوجه باشه همیشه...