آبی گم شده

متن مرتبط با «از آرزو تا واقعیت» در سایت آبی گم شده نوشته شده است

من آنِ تو ام مرا به من باز مده

  • نیلوبلاگ

    عبدک یا رب العالمین بنده "تو"... خدای بزرگ که صاحب همه چیزی من برای "تو" ام. من وصل تو ام. من بخشی از تو ام. من برای پدرومادرم نیستم. من برای دنیا نیستم. من از آن تو ام. منو ببین. منو بشنو. منو بغل بگیر که نیاز دارم بهش منو برای خودت نگه دار بذار جدا نشه این تعلق بخوانید...

    ادامه مطلب
  • جدایی از وسواس

  • نیلوبلاگ

    دوساله که نصمیم گرفتم اربعین برای راهپیمایی برم. تا قبلش اجتناب میکردم چون اعتقادی به وارد کردن این حجم سختی و بیماری به زندگی نداشتم. داریم زندگی مونو میکنیم دیگه. چه کرمیه به خودمون آزار برسونیم...؟ دوسال پیش ولی چیزی شبیه به نذری که باید تو کربلا ادا میشد، راه افتادم و برای آماده شدنش، تقریبا یکسال روی خودم کار کردم تا تمام وسواس ها و موانع وجودیمو بردارم. +یکیش حمام و مسائل بهداشتی بود. بارها تمرین کردم که تو یه ربع و با حداقلی ترین حوله و لباسا بتونم کنار بیام و حس بدی نداشته باشم. دلیلش ریشه ایه. مربوط به کودکی و نوجوانی میشه که بعدا درباره اش مینویسم. و این ، سختترین جهاد من برای تغییر وسواس بود!! اینکه هرجایی سرمو بذارم و بخوابم و به بوی رخت خواب و غذا ایراد نگیرم. +مساله بعدی ، تا...

    ادامه مطلب
  • عمر کوتاه

  • نیلوبلاگ

    بخش اعظمی از مراجعین فروشگاه، پیرمردا و پیرزنای بازنشسته اند. کسایی که واسه خودشون کسی بودن. ولی الان یه پیر بازنشسته اند که تو خونه اند و گاها برای فرار از کسلی و تنهایی، میان خرید.  آدمایی که شاید زمانی زبانزد بودن ولی الان هیچ توانایی خاصی ندارن و فرسوده و اسقاطی شدن. اما سعی میکنن سرشونو بالا نگه دارن و نیفتن.  کسایی که توانایی جسمی شون پایین اومده. سخت راه میرن. زشت شدن و حتی دستشون میلرزه. اما دست از ریاست و چرت و پرت گویی برنمیدارن. هنوز فکر میکنن عالم دست اوناست. نمونه شو تو خونه داریم. از وقتی اینا رو دیدم، دیگه از داشتن پدرومادرم خجالت نمیکشم. فهمیدم خیلیا اینطورین. تایپ این آدما همینه. تغییرناپذیرن و احمق. همینن. بپذیرشون و رد شو.  بهشون که فکر میکنم میبینم خیلی شر...

    ادامه مطلب
  • قبل از رفتن ما

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...

    ادامه مطلب
  • رفت جوانی از کف

  • نیلوبلاگ

    پارسال که رفتم موهامو پیش رفیقم رنگ کنم ، گفت موهات سفید شده. گفتم گم شو گفت به خدا! باورم نشد. موی سفیدمو کند گذاشت روی پام. خیلی ناراحت شدم. ولی چون همون یه دونه بود، گفتم از دست خدا در رفته :)) امشب تو توالت ، اون جلوی سرم.وی سفیدو دیدم که خودنمایی میکرد. از اون لحظه،فاکینگ زندگی شده ورد زبونم... تو 29 سالگی موهام سفید شد. تو 29 سالگی پیر شدم وقتی هیچ دستاوردی نداشتم. وقتی فاکینگ زندگی داره منو به گا میده..... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • باز با باز!

  • نیلوبلاگ

    هر گهی دلم میخواد بخورم بعد برم یه دختر نجیب موقر!!!!! بگیرم برم سر زندگی نه حاجی! اون دختر خودشو نگه نداشته تا الان که با کون گهی تو زندگی کنه. بفهم اینو بخوانید...

    ادامه مطلب
  • رهایی از

  • نیلوبلاگ

    خدایا کمک کن از فشاری که توش گیر کردم، با طمانینه خارج بشم اگه امتحانه، درکش کنم. اگه تاوانه، تحملش کنم.اگه لطفه، روی قلبم بذارم. کمک کن بتونم که بی تو هیچ چیزی ممکن نیست... دلم آسودگی قبرو میخواد دلم تنهایی و پر کشیدن به سمت تو رو میخواد بغلم کن خدا متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خواب پیش از موعد

  • نیلوبلاگ

    گاهی خواب اذیتم میکنه . تو بحرانی ترین موقعیتها از چیزهایی خبردار میشم که فهمیدنش به صلاح نیست و دنیای واقعی حجاب شده برای دیدنش ولی روح آشفته ی من میره و تو عالم رویا و به حقیقتی که از دید پنهانه نزد...

    ادامه مطلب
  • چشم انداز دور

  • نیلوبلاگ

    درحالیکه از سه جا برای کار دارم کشیده میشم و به هر طریقی سعی میکنن جذبم کنن تا دائم پیششون کار کنم و حمالی مو بیش از پیش براشون انجام بدم ، ته ته دلم میگم گور بابای همه تون. من این زندگی رو نمیخوام...

    ادامه مطلب
  • تابستون،فصل خوشی

  • نیلوبلاگ

    اینروزا انقد مهمون خوب داشتیم و مهمونی رفتیم و تولد گرفتیم و ولادت های قشنگ پشت سرگذاشتیم و پارک رفتیم و گشت و گذار کردیم و باغ رفتیم و میوه خوردیم و چیدیم و خرید کردیم و اتفاقای خوب پشت سر گذاشتیم که دلم نمیخواد تابستون تموم بشه...انگاری تولد امام رضا همیشه برکت داره؛ از یه ماه قبلش تا یه ماه بعدش......

    ادامه مطلب
  • گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را

  • نیلوبلاگ

    سال پیش دانشگاهی خیلی رومون فشار بود. فراتر از تمام بچه های پیش دانشگاهی دیگه چون ما مدرسه مونو تغییر داده بودیم و همه میگفتن شکست میخورین. دائم القا میکردن و ما مثل یه جنگجو ایستاده بودیم حتی بعضیا ا...

    ادامه مطلب
  • خانواده عقده ای با تربیت دیکتاتورانه

  • نیلوبلاگ

    مامان و بابا تمام این سالا یه کاری کردن که وقتی نیستن,برادرام مث قحطی زده ها شروع میکنن به پختن غذاهای جدید و خلاقانه و چرب و پرادویه تا عقده ی تمام غذاهای رژیمی و بی مزه ی بیمارستانی و هویجی این ساله...

    ادامه مطلب
  • اعتماد بسازیم

  • نیلوبلاگ

    رفتم دکتر. وقتی میری تو,میگه سلاااام. چه خبر؟ چیشده؟ تعریف کن... همین سه جمله ساده,نمیدونین چه تاثیری داره که راحت و بی استرس,مشکلات هرچند پیش پا افتاده رو بیان کنی. مثل همون لبخند و روی خوش اولین دیدار من با بچه های مهد,که پایه ارتباطات اجتماعی شونو میسازه. همون لبخند ساده هرکی که هستیم,هرجا که هستیم,وقتی با همین چیزای ابتدایی,میتونیم اعتماد بسازیم.چرا دریغ کنیم؟...

    ادامه مطلب
  • وحشی بازی

  • نیلوبلاگ

    زمان کاردستی ,دونه دونه با بچه ها میشینم و باهاشون کار رو انجام میدم و بقیه بچه ها,اونسر کلاس,خودشون بازی میکنن یعنی بدون اینکه من دخالتی داشته باشم,خودشون طراحی و اجرا و مشارکت میکنن و من از دور میشنوم. امروز میز و صندلیا رو دو دسته کردن مثلا دوتا خ...

    ادامه مطلب
  • این فضایم آرزوست :))

  • نیلوبلاگ

    مزگت یعنی عبادتگاهبدون درنظر گرفتن دین خاصیهروقت نیاز داشته باشم، به اینجا پناه میارم و مینویسم دنبال کنندگان ۳۲ نفر این وبلاگ را دنبال کنید ...

    ادامه مطلب
  • شهد تابستون

  • نیلوبلاگ

    راس ساعت دوازده,هرشب,شروع میشد با صدای کش و قوس دار و تبلیغاتی بهمن هاشمی: "جشنواره ی تابستانی فیلمهای سینمایی شبکه دو تقدیم میکند..." همیشه که اجازه ی بیدار موندن نداشتیم اما بابا گاهی بیخیال میشد و خودش میرفت بخوابه. و اینجا بود که تمام شور و عشق و حال ما اوج میگرفت! آخ...چه مزه ای داشت فیلم دیدن...

    ادامه مطلب
  • سهم من از عاشقی

  • نیلوبلاگ

    مزگت یعنی عبادتگاهبدون درنظر گرفتن دین خاصیهروقت نیاز داشته باشم، به اینجا پناه میارم و مینویسم دنبال کنندگان ۲۹ نفر این وبلاگ را دنبال کنید ...

    ادامه مطلب
  • دوری از مرگ

  • نیلوبلاگ

    اگه به آدما بود,برا مرگم یه دارویی چیزی اختراع میکردن که کلا ریشه کن اش کنن و اونوقت دنیا پر میشد از پیرپاتال و افکار و سیاستهای تکراری. الان مثلا این همه علم پیشرفت کرد و جلوی بیماری ها رو گرفت و سطح سلامت بالا رفت و جلوی مرگ و میر گرفته شد و بیشتر عمر کردیم,چه گلی به سر بشریت و عالم زدیم که اون م...

    ادامه مطلب
  • فرار از درون

  • نیلوبلاگ

    بعد مدتها,امروز وقت کردم چهره خودمو تو انعکاس شیشه مترو ببینم یه دختر چادری دیدم که روسریش تا بیخ,جلو بود. منو یاد خباثت و کثیفی انداخت. یاد اون عفریته های عوضی که زیر اون چهره معصومانه و ظاهر محجوب,چطور گاییدنم و به اسم اسلام و فرد مذهبی,منو براشفتن و ناامنی و تزلزلو برام باقی گذاشتن تا چند ماه می...

    ادامه مطلب
  • تازه کار

  • نیلوبلاگ

    - ببخشید خانم؛ از فعالیتا و اهدافتون خوشم اومد.کار و استعدادم تو زمینه فعالیتای شماست.میتونم کمک تون کنم.میخوام همراهتون باشم. - برو دختر جون!! تو جوونی.به من نگاه نکن . تا وارد شی چن نفر عاشقت میشن،دردسر جور میکنی.برو... اینجا جای تو نیست... ...

    ادامه مطلب