مادام العمر - تاریخ: 1403/2/23 ساعت: 16:53
چرا نمیخواد باورم بشه؟ من یه پدرومادر بیشعور دارم که از بچگیم همین بودن که هستن و تا لحظه مرگشون تغییر نمیکنن. چرا باز تو ذهنم انقد بزرگ و مرجع و ملجا اند؟ چرا این سایه تو ذهنم کوچیک و هم اندازه واقعیت نمیشه؟ Adblock test (Why?)
تنگ نشو - تاریخ: 1403/2/11 ساعت: 22:36
واقعیت اینه که دلم برای اون پسره عنتر که خیلی راحت یکی دیگه رو جایگزین من کرد هم تنگ میشه حتی بعد این همه سال. برای خاطراتمون. برای چیزایی که اون موقع باهم ساختیم و شخصیتمونو شکل داد. هیچ وقتم نفهمیدم چطور میتونه انقد راحت سوییچ کنه. واقعیت اینه که اون یه عوضی بود که چیزی از حرمت رابطه نمیدونست ولی ...
سگ - تاریخ: 1403/2/11 ساعت: 22:36
وقتی عصبی و پرخاشگری، کسی علتشو، آدمای پشتشو نمیبینه کسی چیزی نمیدونه. اونا یه دیوونه روانی میبینن که داره بداخلاقی میکنه بازم اونی که متضرر شده تویی! Adblock test (Why?)
خرفت بی اختیار - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 15:52
امروز به چشم دیدم خرفت شده خاله که این همه به هوش و ذکاوت و حافظه اش مینازید دیدم که یک سوال ابلهانه وسط جمع پرسید اول فک کردم برای جلب توجه یا میل به ارتباط بیشتر حتی با یک سوال ابلهانه باشه.چون چندین بار این اتفاق این مدت افتاد ولی خوب که دقت کردم فهمیدم از وقتی بیمارستان بود، از بعد آی سی یو، واق...
وقت زیاد تمومه - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 15:52
فهمیدم هروقت که حس کنم ته زمان یه محدودیتی وجود داره، خیلی امیدوارانه پیش میرم! ولی وقتی حس کنم زمان بی منتهایی روبرومه، افسردگی وبالمو میگیره! و این خیلی عجیبه روزای اولی که رفته بودم شمال پرانرژی بودم بعد چن روز حس کردم خییییییلی زمان دارم. حس میکردم گیر کردم و اینجا زندانی ام و مجبورم که باشم.همی...
دختر سبزی فروش - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 15:52
امروز یه مورد زنگ زده بود خونه پرسیده دخترتون چی کاره س؟ مامان گفته استعفا داده از شعلش رفته سبزی بکاره
حرکت - تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 21:02
اونقد از آینده ناامیدم و هیچ برنامه ای ندارم اونقد خودمو بی خانمان حس میکنم و حاضرم از همه چی بکنم و جدا بشم که کافیه کوچکترین ندا بخواد کل زندگی رو تو یه کوله جمع کنم و راه بیفتم برای یه زندگی هدفمند و منسجم تو یه سرزمین دیگه... چیزی که قبلا تو خودم نمیدیدم. ولی الان کاملا آماده ام اونقد دلسوخته ام...
شکر سوم - تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 21:02
خدایا شکرت بخاطر ماساژ! این عمل بی نظیر برای درمان بدن. برای دور کردن خستگی و استرس و رسیدن به آرامش شکرت برای اون حال خلسه اون لحظه ای که حس میکنی دنیا رنگی تر شده و چشمات بهتر میبینه وقتی نفس میکشی و حالت جا میاد مرسی که همچین چیزی انقد حالمو خوب میکنه.... Adblock test (Why?)
من آنِ تو ام مرا به من باز مده - تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 21:02
عبدک یا رب العالمین بنده "تو"... خدای بزرگ که صاحب همه چیزی من برای "تو" ام. من وصل تو ام. من بخشی از تو ام. من برای پدرومادرم نیستم. من برای دنیا نیستم. من از آن تو ام. منو ببین. منو بشنو. منو بغل بگیر که نیاز دارم بهش منو برای خودت نگه دار بذار جدا نشه این تعلق Adblock test (Why?)
سیلی کار - تاریخ: 1402/12/14 ساعت: 22:43
یعنی خدا منتظر بود این حرف از دهن ما خارج بشه تا عن مون بکنه! این حجم از سرما تو اسفند کم نظیر بوده یا حداقل من یادم نیست!! 4 روز بارش پیاپی برف حتی!؟ تک تک لحظه هایی که برف باریدو شمردیم و دیدیم . برای یه عده برف، نعمت بزرگیه ولی برای یه عده بدبخت دیگه، مایه عذاب.... چون از سرما باید بلرزن اما کاره...
ما ندیدیم - تاریخ: 1402/12/14 ساعت: 22:43
ما در زمانه ای زندگی میکنیم که با وجود رسانه از فقر و گرسنگی و ظلم به خودمون، هم وطن مون، همسایه مون و ملت های دیگه و انسانهای دیگه هم خبر داریم اما کاری نکردیم و نمیکنیم و به زندگی عادی و ذلیلانه خودمون ادامه میدیم و فراموش میکنیم انگار ندیدیم..... Adblock test (Why?)
پول برای گردشه نه زیر بالش - تاریخ: 1402/12/14 ساعت: 22:43
خمس یعنی از یه حدی بیشتر پول نباید نگه داری.پول برای در گردش بودنه. برای رفع احتیاجات روزمره.اگه نگه داشتی، باید بهاشو بپردازی. باید به حاکم دادگر و عادلی که بهش اطمینان داری بدی تا برای مصارف حکومتی یا معیشت باقی مردم به طرز صحیح خرج کنه تا توی جامعه تعادل ایجاد شه. الحق که چه روش اقتصادی زیبایی...
بپیچون - تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 14:33
روزای اول که وارد شده بودم، استرس داشتم نکنه ملت سوالی بپرسن بلد نباشم جواب بدم...مخصوصا که بهمون گفتن بهشون نگید نمیدونم! و این خیلی مساله بغرنجی بود برام که در جواب چی باید بگم! رفته رفته یاد گرفتم راه و رسمشو. قضیه اینه که باید جوری جواب بدی که جواب مشخص نباشه! جوری که تو خودش بمونه و فک کنه مشکل...
سنین مختلف - تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 14:33
نمیدونم تاحالا دقت کردین یا نه. بچه ها تا وقتی بچه اند، یکسال و 6 ماه و چند روزبزرگتر یا کوچیک بودن هم حتی تاثیر داره بین شون. اونی که بزرگتره، کامل نشون میده. چه روحی و ذهنی، چه جسمی. و خیلی هم بین شون این تفاوت اهمیت داره.(بیا قد بگیریم ببینیم کی بزرگتره) هرچی بزرگتر میشی، این تفاوتا کمتر و کمتر م...
سرما - تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 14:33
سرمای هوا شکسته شده و شما نمیدونین این اتفاق برای ما یعنی چی....! تازه میفهمم کارگر یعنی چی. پول دراوردن یعنی چی. باز ما زیر سقف و مثلا تو فضای بسته کار میکنیم ولی انقد اون در باز و بسته میشه انگار بیرون نشستیم! یه روزایی که دیگه جا نداشت لباس بیشتری بپوشم چون مانع کار کردنم میشد و باز سردم میشد، به...
خیانتکار - تاریخ: 1402/10/27 ساعت: 14:33
فکر میکردم همکارام خیلی مقرب درگاه الهی اند و نون بازو میخورن میبرن سر سفره زن و بچه شون. بعدا فهمیدم همه شون نمونه بارز یک مرد ایرانی اند. هرزه و خیانتکارن و زنه رو به عنوان ویترین میگیرن و این وسط میرن دنبال عیش و نوش. روز زن ، دغدغه شون این بود چطوری برای همه شون کادو بگیرن. پولاشون نمیرسه...! یع...
دلداری - تاریخ: 1402/10/27 ساعت: 14:33
امروز با پاسگاه و پزشکی قانونی و مرخصی ساعتی شروع شد. وقتی رسیدم، قیافه مو که دیدن، بجای فحش دادن، شروع کردن به دلداری ام گرچه نمیدونستن چیه. گفتن بعد هر سختی ، قراره یه آسونی بیاد...مطمئن باشین برکت و خوشی زیادی قراره بهتون برسه که به خاک میشینین.... بغض کرده بودم و حرف نمیزدم. یکی منو کشید کنار و ...
بلا و نعمت - تاریخ: 1402/10/21 ساعت: 5:02
از ب بسم الله که وارد فروشگاه میشم، تا وقتی انگشت خروج رو میزنم، امکانش هست هزار اتفاق بیفته که رنگ بلا داشته باشه و دامنمو بسوزونه. ممکنه صندوق رو اشتباه بزنم و خسارت به خودم و بچه ها وارد کنم که میشه حق الناس ممکنه صندوق کسر بیاره که از جیب بدم ممکنه دستم بخوره، یکی از این شیشه ها یا پک شون بریزه ...
جدایی از وسواس - تاریخ: 1402/10/21 ساعت: 5:02
دوساله که نصمیم گرفتم اربعین برای راهپیمایی برم. تا قبلش اجتناب میکردم چون اعتقادی به وارد کردن این حجم سختی و بیماری به زندگی نداشتم. داریم زندگی مونو میکنیم دیگه. چه کرمیه به خودمون آزار برسونیم...؟ دوسال پیش ولی چیزی شبیه به نذری که باید تو کربلا ادا میشد، راه افتادم و برای آماده شدنش، تقریبا یکس...
مکان درست - تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 20:04
فرشگاه ما تو منطقه مسکونی چند برجه که مغازه دیگه ای چندان وجود نداره.با حمل و نقل عمومی فاصله داره و صرفا با ماشین شخصی میشه رفت و آمد کرد.برای همین وجود همچین فروشگاه بزرگی، میشه مرکز خرید. هرجنسی بیاره، تقریبا فروش میره و ما جنس باد کرده میتونم بگم نداریم.اما نکته جالبتر این بود که من فکر میکردم م...

برچسب‌های مرتبط

حد بخشش | حد بخشش خدا | از آرزو تا واقعیت | داستان از آرزو تا واقعیت | داستان کره ای از ارزو تا واقعیت | داستان دابل اسی از آرزو تا واقعیت | پاییز و زمستون علی پیشتاز | پاییز و زمستون | پاییز و زمستون ارمین | بهار و پاییز و زمستون چیه