آبی گم شده

متن مرتبط با «اس هول هلیم» در سایت آبی گم شده نوشته شده است

ناشناس

  • نیلوبلاگ

    تمام این سالا، رابطه مو با پدر و مادر و فامیل "نساختم"رها کردم و رفتم و یه دنیای دیگه، بیرون خونه، دور از چشم همه ساختم و زندگی کردم. چون حس میکردم نه درکم میکنن نه چیزهای مشترک داریم. پس برای تلف نکردن وقت، سریعتر دوییدم همین باعث شد اتکای شخصیتم به شغل زیاد بشه. وقتی شغلمو ازم بگیرن، انگار پایه های شخصیتیمو ازم گرفتن. انگار غرق شدم تو دنیای کودکی دست وپاچلفتی که هیچ کس قبولش نداشت و راه برگشتی نداشت. بیرون از شغل، هیچ کس منو نمیشناسه. نمیدونن محدوده اختیاراتم تا کجاست. نمیدونن تا چه میزان پیش بقیه اعتبار دارم. نمیدونن من کی ام. اینکه همه چیزو از خانواده مخفی کنم، نتیجه جلسات مشاوره بود. چون لازم بود پای خانواده رو از زندگی مستقلم بیرون بکشم. ولی شاید لازم بود فامیل هم منو بیشتر بشناسه نتی...

    ادامه مطلب
  • حسود هرگز نیاسود

  • نیلوبلاگ

    خاله ام ۶۱ سالشه حتی اگه احتمال ازدواجم داشته باشه، کسی که انتخابش میکنه، بخاطر قیافه و زیبایی نیست.بخاطر همنشینی و اخلاق و منش میتونه باشه و اصلا خاله هم اهل خودنمایی و رسیدن به قیافه نیست. حتی ابروهاشم برنداشته تا الان(کم پشت و کم رنگه) ولی!  همین آدم، تا وقتی دید موهامو زدم و دلبر شدم و بقیه خوششون اومد و تعریف کردن، شروع به حسادت کرد! میخوام بگم چقققققد این عنصر تو زنها پررنگه! حتی اگه طرف، خواهرزاده یا دختر خودشون باشه چه برسه به عروس و خواهرشوهر و جاری! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • جدایی از وسواس

  • نیلوبلاگ

    دوساله که نصمیم گرفتم اربعین برای راهپیمایی برم. تا قبلش اجتناب میکردم چون اعتقادی به وارد کردن این حجم سختی و بیماری به زندگی نداشتم. داریم زندگی مونو میکنیم دیگه. چه کرمیه به خودمون آزار برسونیم...؟ دوسال پیش ولی چیزی شبیه به نذری که باید تو کربلا ادا میشد، راه افتادم و برای آماده شدنش، تقریبا یکسال روی خودم کار کردم تا تمام وسواس ها و موانع وجودیمو بردارم. +یکیش حمام و مسائل بهداشتی بود. بارها تمرین کردم که تو یه ربع و با حداقلی ترین حوله و لباسا بتونم کنار بیام و حس بدی نداشته باشم. دلیلش ریشه ایه. مربوط به کودکی و نوجوانی میشه که بعدا درباره اش مینویسم. و این ، سختترین جهاد من برای تغییر وسواس بود!! اینکه هرجایی سرمو بذارم و بخوابم و به بوی رخت خواب و غذا ایراد نگیرم. +مساله بعدی ، تا...

    ادامه مطلب
  • یه صندوق ساده است

  • نیلوبلاگ

    از دور که میبینی، فک میکنین کسی که پشت صندوق وایساده تپ تپ وسایلو میگیره جلو یه چیزی یا بهشون تفنگ میزنه و یه عدد میخونه و تمام. ولی قضیه پیچیده تر از این حرفاس .  درصد خطای این دستگاه بالاست و نیروی انسانی موظفه اینو چک کنه. اونم وقتی طرف بالای ۱۰۰ قلم جنس خریده و یه صف طولانی پشتش تشکیل شده و فقط یه صندوق کار میکنه و مردم غر میزنن زودتر و .... هزارتا شرایط دیگه که فشار رو زیاد میکنه و خطا رو بیشتر. اصل اینه که هر کالا رو که میخونه یه بوق میزنه و تو بتونی با گوش ات، درگیر بشی نه فقط چشم. ولی طی این چند هفته متوجه شدم بوق خطا داره! ممکنه صدا بده و نزده باشه، ممکنه صدا نده و تعداد زده باشه! مخصوصا وقتی دستگاه هنگ میکنه و تاخیر چندثانیه ای پیدا میکنه.اینجاست که چشم، مث یه معلم ریاضی باید...

    ادامه مطلب
  • کلاس آموزشی

  • نیلوبلاگ

    امروز فهمیدم بخش منابع انسانی و آموزشی فروشگاه چقققد قویه کلاسهای ضمن خدمت اجباری داریم تا مستقیم مسائل مرتبط با فروش رو یاد بگیریم فقط جسم نباشه، مغز و روحمونم بکار گرفته بشه! هرچی بیشتر میگذره بیشتر دوسش دارم و حتی امروز داشتم فکر میکردم مقنعه و مانتومم حتی میتونم دوست داشته باشم چون مربوط به اینجاست! میخواستم همزمان اینجا ۱۲ میلیون کلاسای مرتبط برم که فعلا رایگان دارن برامون برگزار میکنن بخشی شو...

    ادامه مطلب
  • استقلال کامل

  • نیلوبلاگ

    پریشب خواب دیدم جامو برداشتم بردم پشت در دروازه ی خونه انداختم . یه اتاقک نگهبانی هم داشتیم اما من تشک رو دقیقا چسبیده به دروازه پهن کردم. وتو پوست خودم نمیگنجیدم از خونواده مستقل شدم .  بیرون خونه میخوابم! فرداش (تو خواب) یه جعبه شیرینی گرفتم بردم خونه. بابا رو به سختی راضی کردم به این اس...

    ادامه مطلب
  • جنون فاصله خواستن و نرسیدن

  • نیلوبلاگ

    دیشب خوابشو دیدم. با اینکه پیش خودم قدغن کرده بودم باهاش حرف نزنم و پیام و لایکی درکار نباشه ولی تو خواب اینکارو کردم. عجیب تر اینکه جوابمو داد...مث همون وقتی که از سر کار برگشت و جوابمو به سبک طنزش ...

    ادامه مطلب
  • خواستگار معمم

  • نیلوبلاگ

    نوزده اردیبهشت امسال این پست رو نوشتم و تیر همین امسال یه آخوند بهم پیشنهاد شد! مامان مردد بود اما من خواب دیده بودم و نمیخواستم فکر کنم اگر اون آدم همین باشه، ما بگیم نه. مامان میگفت دختر.مگه مغز خر ...

    ادامه مطلب
  • لجنزار سیاست

  • نیلوبلاگ

    یه بابایی نوشته بود فک کردی برا حکومت کاری داره مشکلات ازدواجو از سر راه امثال تو برداره؟ اون از قصد تو رو درگیر مایحتاج اولیه ات نگه میداره تا فکرت تو همون سطح باقی بمونه ، نکنه ذهنت باز بشه و به مشکلات بزرگتر و بالاتر فک کنی که اوضاع خطری میشه. قبلا بهش فکر کرده بودم ولی از اینکه این فکرا به ذهن یکی دیگه هم رسیده و این قضیه محتمل تر میشه، قلبم به درد میاد. از اینکه تو این لجنزار سیاست گیر کردیم و هیچ جای دنیا نمیتونیم ازش خلاص شیم. ...

    ادامه مطلب
  • اللهم فک کل اسیر

  • نیلوبلاگ

    ده روز مونده به عید با خانواده قرار گذاشته بودیم 5 و 6 عید بریم سفر. از گرگان تا گیلان. همه فامیلو سر بزنیم و برگردیم. البته قرار گذاشته بودیم که یعنی من گفته بودم و ارزش حرف من تو خانواده برابری داره...

    ادامه مطلب
  • احترام، تو بحث علمی بی اساسه

  • نیلوبلاگ

    امروز متوجه شدم تو بحثها دقیقا تا اونجایی پیش میرم که مرز احترام شکونده نشه احترام تو بحث یعنی چی؟ یعنی طرف از اینکه بفهمه حرفش اشتباه بوده ضایع نشه. یا یه جوری قضیه رو ماله بکشم که بگم هردوتامون درست...

    ادامه مطلب
  • مرگ خودخواسته

  • نیلوبلاگ

    به اونایی که خودکشی میکنن پیشنهاد میکنم برن سوریه. چون اونا که دارن خودشونو میکشن,حالا چه فرقی میکنه از صخره,با قرص یا جلو داعش؟ تازه اگه تو سوریه بمیرن, عنوان قهرمانی و شهادتم نصیب خودشون و خانواده شون میشه! اینجوری شاید احساس کنن اگه زندگیشون مفید نبود,لااقل مرگشون فایده داشته!...

    ادامه مطلب
  • استفاده از پتانسیل

  • نیلوبلاگ

    در جهت هدایت حداکثری تمام جنبه های زندگیم در مسیر انتخاب های فکرشده خودم برای بهره برداری بهتر و مفیدتر از همه پتانسیل های موجود، چند ساله هدیه های تولدمو هم خودم انتخاب میکنم!! جدای از اینکه اقوام و خانواده مرحمت میکنن و وجه نقد تقدیم میکنن، از دوس...

    ادامه مطلب
  • هول هلیم

  • نیلوبلاگ

    افتادن رو دور ازدواج. اصلا انگار اپیدمی شده. اگه ازدواج نکرده باشی، ناقصی، عقب موندی... هول اند. نگاه نمیکنن طرف کیه و چن سال دیگه چه اتفاقی می افته. فقط میخوان که اسم یکی روشون باشه و تمام. اونقد که دهه هفتادیا دستپاچه اند تو ازدواج، دهه شصتیا ول معطل بودن و بیخیال... نه به این شوری شور، نه به این بی نمکی خب احمق ، اینی که انتخاب کردی، آدمه، ماشین نیست که اگه از مدلش خسته شدی، بذاریش کنار اونم تویی که عرف خانوادگی و مذهبی ات اجازه تخطی از یه سری شرایطو نمیده. چه غلطی دارن میکنن دور و بریای ما؟ دلم به شور افتاده از چند سال دیگه...هر آجری رو دارن اشتباه میذارن ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    هول هلیم | از هول هلیم | اس هول هلیم |