نگاه اقتصادی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

همچین یکم لج مو درمیاره!

هیچ وقت آویزون بابا نبودم تو خرج. همون حدی که خودش تعیین کرد، استفاده کردم.

مابقی و هرچی زیاد تر خواستم، خودم پول جمع کردم و بدست آوردم

از دست دراز کردن بدم میاد، حتی جلو بابا

و این سبک زندگیم تو نوجونی و جوونی، کاملا با دوستان و اطرافیانم فرق داشت.

وقتی باهاشون میرفتم بیرون و مثل اونا اووِرت خرج نمیکردم، ناله شون به راه بود که چرا اینجوری تو!!

حالا که رفتن سر خونه زندگیشون، دستشون اومده تو خرج و از پدراشون - منبع مالی عظیم- جدا شدن، حتی بیرون رفتن ساده رو هم قبول نمیکنن!!

درسته هیچ وقت لُرد نبودم، اما پیشبینی خیلی موقعیتا رو داشتم، همیشه هم پولی برای خوردن نون و پنیر برام باقی مونده که نمیرم...

این تضاد دیدگاه اقتصادیم در مقایسه با برادرام که بیداد میکنه...

وقتی مامان و بابا رفته بودن مکه و سفر، دعوایی داشتیم سر خرید پُرِ یخچالِ اولِ ماه و کابینتای خالیِ آخر ماه...

لجم میگیره ازین آدما که مسخرم میکنن و خودشون به حال و روز دیگه ای میفتن...


نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:18
برچسب‌ها :