آبی گم شده

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
یه چن وقتیه دارم فک میکنم مزگت یعنی عبادتگاه. ولی من منظورم موقع انتخاب اسم ، پناهگاه بوده جایی که بهش پناه بیارم و حرفای پنهان درونمو بنویسم. عبادتگاه صرفا جنبه خاص رابطه معبود و بنده داره. درصورتی که اینجا محل عمومی برای خوندن با بقیه آدما مث خودمه
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
توالتای خونه رسوب برداره و کبره ببنده، برادرای من دست به توالت شور و مواد شوینده نمیزنن خونه از آشغال و کثافت پر بشه ، به روی خودشون نمیارن و زندگی میکنن در و دیوار کثیف باشه که هیچی؛ به چشم مبارکشون نمیاد هیچ وقت. آینه ها غبار نشون بدن و اصن تصویر د
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
اینا که سرشونو می اندازن پایین و سلام نکرده,از کنارت رد میشن, و مثلا خیلی محرم نامحرمی براشون مهمه و انقد دیندارن که سلام نمیکنن نکنه ایمانشون در خطر باشه,همینا...ازینا باید ترسید!! اینا اتفاقا میل جنسی شون بالاست! حتی اگه دنبال ظاهرگرایی نباشن,یه چی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها : هستمهستم,

 رفتم دکتر.

وقتی میری تو,میگه سلاااام. چه خبر؟ چیشده؟ تعریف کن...

همین سه جمله ساده,نمیدونین چه تاثیری داره که راحت و بی استرس,مشکلات هرچند پیش پا افتاده رو بیان کنی.

مثل همون لبخند و روی خوش اولین دیدار من با بچه های مهد,که پایه ارتباطات اجتماعی شونو میسازه.

همون لبخند ساده

هرکی که هستیم,هرجا که هستیم,وقتی با همین چیزای ابتدایی,میتونیم اعتماد بسازیم.چرا دریغ کنیم؟

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
اینروزا که بابا رو مشغول تلگرام میبینم, میرم تو فکر... به اونروزا که یا خونه نبودم یا اگه بودم ,سر از گوشی برنمیداشتم و تذکرای بابا که چیه این بیلبیلک و مشغولیت جدید؟! چیه این سرتولاک فروبردنا؟!  بیا بیرون. پیش ما باش. یا اصلا برای خودت باش,ولی مفید
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
داشتم فکر میکردم اگه بابا یا فرد نزدیکی از خانواده ما فوت کرد,چقد تحمل پیام تسلیت دیگران برام سخته. برای اونا که فقط یکی دو جمله است: خدا بهتون صبر بده,روحشون شاد... ولی برای من یه دنیا درده. روحش شاد؟!؟! کی؟ بابا؟ همون که تا دیروز باهاش زندگی میکردم
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
من به بادمجون حساسیت دارم. یعنی سریع بالا میارم. وقتی بوی استفراغ هم به مشامم برسه, بالا میارم. حالا فک کنین هشت صبح دیروز,یکی از بچه تو کلاس بالا آورد که شب قبلش کشک بادمجون خورده بود حال منو تصور کنین... . . و من تو این فکر که چه فرقی بین من و خدمه
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :

اینا که برای زن شرط میذارن بعد ازدواج نه تحصیل و نه شغل، فازشون چیه؟!؟

فک میکنن شهسوار آرزوها اند و دختره له له میزده برا از راه رسیدنشون و تاحالا واسه رفع بیکاری مشغول ب تحصیل بوده؟!

.

.

اینا که شخصیت مستقلی برا زن قائل نیستن,آخه چرا هنوزم زنده ان ؟!؟


نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
زمان کاردستی ,دونه دونه با بچه ها میشینم و باهاشون کار رو انجام میدم و بقیه بچه ها,اونسر کلاس,خودشون بازی میکنن یعنی بدون اینکه من دخالتی داشته باشم,خودشون طراحی و اجرا و مشارکت میکنن و من از دور میشنوم. امروز میز و صندلیا رو دو دسته کردن مثلا دوتا خ
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :
دقت کردین تو درد و سختی,ذهن و زبون آدم چققققد فعاله؟ اما تو خوشی و آسودگی,حرفی برای گفتن نیست. اصن زبون به حرف نمیاد. انگار فقط میخوای بچشی شیرینی لحظه هاتو حرفی نزنی. فقط حس کنی. ایده آل زندگی,بهترین نوع زندگی, اونه که ذهن، فعال باشه در جستجوی شرایط
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:16
برچسب‌ها :