آبی گم شده

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
چند وقته خودمو ارزیابی که میکنم , متوجه شدم خیلی فرق کردم 🔹از زندگی بی هدفِ خوشِ دانشجویی جدا شدم درسته الان هیچی نیستم,ولی اون قبلی هم نیستم و این خودش یعنی یک گام به جلو. 🔸هیجاناتمو به کنترل دراوردم و منطقو سوار زندگی کردم 🔹حق رو معیار زندگیم قرار دادم و هرکس,هرکس که از معیارم تخطی کرد,کنار میزنم. نزدیکانمو مورد نقد قرار دادم و واقع بینانه زندگی کردم فهمیدم تاحالا چه قشنگ خودمو خر میکردم و با "تصوراتم" زندگی میکردم نه واقعیت. 🔸دیگه برای تغییر آدما صبوری نمیکنم. تعلل رو نشانه تلف شدن وقت میدونم چون من مسئول تربیت آدما نیستم.زمان تربیت آدمهای اطرافم هم گذشته. برای بهتر شدن دنیا هم تصمیم گرفتم
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:11
برچسب‌ها : منِ,حالا,
وقتی داشتم فیلمهای مرتبط با ماساژ رو تو یوتیوب دنبال میکردم، با پدیده ای آشنا شدم به اسم ASMR! فضا اینجوری ساخته میشه:یک دوربین، میکروفون استریو ، یک زن!یه خانم، در نهایت آرامش و سکون، روبروی یک دوربین میشینه و از طریق اون،با میلیونها مخاطب ارتباط حسی برقرار میکنه :)شما رو به آرامش و سکون و خالی شدن از هر تشویشی دعوت میکنه. یک کار دیگه، نوازشه! شونه کردن مو در نهایت آرامش...کار شما ، فقط تماشا نیست.نکته جالب، هم حسی شما با فردیه که داره موهاش شونه میشه!کار بعدی که اضافه شد، تخیله.imaginationتصور میکنی تو موقعیتهای مختلف هستی و اون موقعیت رو حس میکنی.چیزی که انسان امروز به شدت بهش احتیاج داره
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:11
برچسب‌ها : ایاسامآر,

گاهی دلم براش تنگ میشه

برا باهم بودنامون

چیزایی که ساختیم

آدمی که بودم

برای حال خوش اونروزا که بوی امید داشت

کسی که دیگه بودنش فقط خیال نبود

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:11
برچسب‌ها :
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:11
برچسب‌ها :
همه چیز، حتی نوع ایستادن در عکاسی ها هم فرق کرده چندسالی هست که دوربین سلفی جایگاه ویژه ای تو عکس ها پیدا کرده این که چرا بیشتر عکسهای قدیم تو پوزیشن های مشخص و جمعی صورت میگرفت، خودش بحث جدا داره اماSelfie ، متاثر از دنیای امروزه. سلف به معنای خود، اهمیت نقش فردی رو تو زندگی ها نشون میده  جبر اجتماعی و محیط نسبت به گذشته کمتر شده و افراد نقش مستقیم تری تو زندگی شون دارن عکس، ثبت لحظه هاست و انتخاب زاویه، نشانگر دید نگاه به بیرون. وقتی در داستان، زاویه دید اول شخص باشه، روند داستان با سوم شخص متفاوته؛ روایت درونی میشه و متکی به فرد داستانهایی با روایت اول شخص ، از قرن 20 رواج پیدا کرد.یعنی ت
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:11
برچسب‌ها : سلفی,
همونروزا که  زبونم به حرف باز نمیشد و تو گنگی خفه شده بودم,همین ماه رمضون لعنتی, تو اون حالت بی استفادگی و فشار و بیتفاوتی به مرگ و زندگی, آهنگ دانلودی آخر گوشیمو پلی کردم: نگو توی این هوا نمیدونی من چیه دردم من که هیچ جایی بجز تو بغلت گریه نکردم موقعی که نمیدونستم دیگه باید چی کار کنم و همه چی مطلق مطلق بیتفاوتی شده بود,رفتم تو هوای آزاد و هوار هوار اشک ریختم و اینو پلی کردم حتی نای صدا کردن و مستقیم حرف زدنم نداشتم! گذشت و گذشت تا چند روز پیش که سرکار تنها بودم و داشتم کارامو انجام میدادم, برای تنوع یکی از آهنگای گوشی رو پلی کردم... نفسم از نفست چرا یه شب تو این هوا جدا نمیشه میدونی هیچکسی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:11
برچسب‌ها : شروع,کار,
فیلم دیگه ای که این چندوقت دیدم، Gone Girl بود؛یه شب تا صبح به قیمت قرمزی چشم؛ اما واقعا چسبید:)) من برخلاف روایتی که داستان داشت و زنه رو یه هیولا نشون داد و مرد قصه رو یک قربانی ، همچین نظری ندارم... کلیدواژه های این فیلم:  رسانه ، زن و خیانت بود. شما با این سه عنصر چی میتونین بسازین؟ اما نویسند
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 9:57
برچسب‌ها :
همه ی پستهای موضوع "مهد" ستون بغل، نگرش متفاوت من نسبت به جایی بود که توش قرار گرفته بودم اما.... واقعیت چیز دیگه ای بود. نگفتم تو اون خراب شده چی گذشت... نگفتم چون نخواستم تصور خودمو خراب کنم. چون دیدم گرچه این واقعیت عینی امروزه اما نباید تصورات ذهنمو دور از واقعیت بشمرم. چون مفهومی که تو ذهنم بود
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 9:57
برچسب‌ها :
اولین کار دانشجویی که قرار شد انجام بدم، 30 تومن بود سال اول بودم.با ذوق اومدم خونه اطلاع دادم؛ مامان گفت برا 30 تومن میخوای کار کنی؟! نمیخواد بری، من اون 30 تومنو میدم بهت، نرو. عصبانی ام کرد.هیچ وقت مسیر کار کردن رو برام مهیا نکرده بودن، حالا یکبار به علاقه و انتخاب خودم،میخواستم کار یکروزه رو تج
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:30
برچسب‌ها :

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:30
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ... 14 صفحه بعد